|
:
نینای عزیزم

گاهی برای شنیدن تو دلم تنگ میشود ....
به جاده نگاه می کنم
و چشمانم پاییزی را به دنیا می بخشد
تو ....
مراقب می شوی
و من ....
به امتحان قلب تو دیر می رسم
 
taghdim be nouraye aziz

     
ناهید
خانم گرامی
:(مسئول نشریه
داستان)
از شاهين:
نمي دانم از چه بنويسم ، از مهرباني هايت يا
از دنياي ساده صداقتت نمي دانم با تو تا رسيدن
رود به دريا و روييدن گل ياس باغچه چند نگاه
فاصله است اما مي دانم آنقدر خوبي كه كلمات از
بيان تو باز مي مانند و تو چه قشنگ اميدوارم
كردي در فصلي كه قلبم به اندازه تمام فصل هاي
زيبا گرفته بود ومن هم با يافتنت فهميدم اميد
، هنوز مرا به ياد دارد مي خوام بداني تا
هميشه به يادت هستم
      
پايه هاي
خوشبختي:
خوشبختي بر سه ستون استوار است: فراموش کردن
غم هاي گذشته، فراموش نکردن عبرت هاي گذشته،
غنيمت شمردن حال و اميدوار بودن به آينده
      
ناهید
خانم گرامی
از ايــن
پــس بـه همــه عشــق هـای جـهان مـي خــندم
بـه بـازي
ايــن بي خــبران مي خــندم. مـن از آن روزي
کـه دلـدارم رفـت
به غـم وشـادي عشـق دگـران مي خـندم،خـنده
تـلخ مـن از گـريه
غم انگيزتراست، کارم از گريه گذشته است بدان
مي خندم...!!؟
      
هيچ وقت
رازت رو به کسي نگو. وقتي خودت نميتوني حفظش
کني چطور انتظار داري کسي ديگهاي برات راز
نگهداره
      
:
پروردگارا ... بر روان محمود محمد و آل محمد
درود فرست و بر تمتع من از هدايت و صلاح
بيفزاي تا هرگز ترك هدايت و صلاح نگويم و راهي
جز راه حق نپويم و در نيت رشيد و شريف خويش به
ترديددچار نشوم . تا آن روز كه به عبادت تو بر
خيزم زنده ام دار و تا آندم كه از تو ياد همي
كنم دم گرم از سينه ام بر آور و اگر چنان باشد
كه راهم از راستي به انحراف خواهد گراييد و
اهريمن ناپاك در بيداي ضلالت بكمندم خواهد
انداخت ...
      
بهاره:
سکوت یعنی: یه حرف که تو دلمه
یعنی یه اسم که رو لبمه
سکوت یعنی
سکوت یعنی
یه شرم که تو چشممه
یه آرزو که تو سینمه
سکوت یعنی
دوســــــــتـت دارم !
     
نسرین:(arsinnini)
امروز قلبم درد گرفته بود
میدونی چرا؟
فکر کنم کمی تپل شدی و جات تنگ شده !
     
عشق====>سرکاریه ... محبت====>تظاهره ...
مهربونی====>مسخرست ... وفا====>مرده ...
عهدوپیمون====>دلخوشیه ... عاطفه====>تموم شده
... مهر====> مدرسه باز میشه
     
خنده
بر لب ميزنم تا کس نداند راز من/ ورنه اين
دنيا که ما ديديم خنديدن نداشت
     
از در كلبه
ي عشق عكس تو مرا ابري كرد.عكس تو خنده به لب
داشت ولي اشك چشم مرا جاري كرد
     
غزاله:
پیدایش
اولین عشق
حوا: تو
منو دوست داری؟
آدم: آخه
گاگول ! مگه چاره ی دیگه ای هم دارم؟!
     
بیتا:
انگار پای ثانیه ها لنگ میشه
وقتی دلی واسه دلی تنگ میشه !
     
نینا:
بر خاک بخواب نازنین
تختی نیست
آواره شدن حکایت سختی نیست
از پاکی اشک های خود فهمیدم
لبخند همیشه راز خوشبختی نیست....
     
محدثه:
دوری
,
دوستی های کوچک رو از دل میبره
و به دوستی های بزرگ عظمت میبخشه
مثل باد که شعله کبریت رو خاموش میکنه
و لی شعلخه های آتش رو شعله ور تر میکنه ....
     
بهشاد:
هروقت دلتنگت میشم
میام پشت در قلبت و هی در میزنم
پس هر وقت قلبت میزنه
بدون که من دلم برات تنگ شده....
    
faranak_bahal007: فرهنگ لغات دختران :
1. آره يعني نه 2. نه يعني آره 3. ما با يد با
هم حرف بزنيم يعني بشين فقط گوش کن 4. هر کار
دوست داري بکن يعني بکن ولي بعد دهنت سرويسه
5. چقد منو دوست داري ؟ يعني يه گندي زدم مي
خوام بگم 6. دو دقيقه ديگه حاضرم يعني دو ساعت
علافي
     
سمیرا
در آخرين
روز ترم پاياني دانشگاه، استاد به زحمت جعبه
سنگيني را داخل کلاس درس آورد. وقتي که کلاس
رسميت پيدا کرد، استاد يک ليوان بزرگ شيشه اي
از جعبه بيرون آورد و روي ميز گذاشت. سپس چند
قلوه سنگ از درون جعبه برداشت و آنها را داخل
ليوان انداخت. آنگاه از دانشجويان که با تعجب
به او نگاه مي کردند،
پرسيد: آيا ليوان پر شده است؟ همه گفتند: بله،
پر شده.
استاد مقداري سنگ ريزه را از جعبه برداشت و آن
ها را روي قلوه سنگ هاي داخل ليوان ريخت. بعد
ليوان را کمي تکان داد تا ريگ ها به درون
فضاهاي خالي بين قلوه سنگ ها بلغزند. سپس از
دانشجويان پرسيد:
آيا ليوان پر شده است؟ همگي پاسخ دادند: بله،
پر شده!
استاد دوباره دست به جعبه برد و چند مشت شن را
برداشت و داخل ليوان ريخت. ذرات شن به راحتي
فضاهاي کوچک بين قلوه سنگها و ريگ ها را پر
کردند. استاد يک بار ديگر از دانشجويان پرسيد:
آيا ليوان پر شده است ؟دانشجويان همصدا جواب
دادند: بله، پر شده!
برای ديدن ادامه مطلب کليک
کنيد
**با تشکر از
دوستان **
|